رتبه بندی دانشگاه ها عادلانه یا ناعادلانه؟

0

به گزارش همایش نیوز، این روزها بازار رتبه بندی های مختلف از دانشگاه های دنیا براساس نظام های مختلف بسیار داغ است. این که دانشگاه های ایران در مقایسه با سایر دانشگاه های داخل و خارج کشور در چه جایگاهی قرار دارند، این رتبه بندی ها را جذاب نموده است.

این روزها بازار رتبه بندی های مختلف از دانشگاه های دنیا براساس نظام های مختلف بسیار داغ است. این که دانشگاه های ایران در مقایسه با سایر دانشگاه های داخل و خارج کشور در چه جایگاهی قرار دارند، این رتبه بندی ها را جذاب نموده است. روزی نیست که خبرگزاری های مختلف به انتشار نتایج آخرین رتبه بندی موسسه ای خاص نپردازند و با غرور از قرارگرفتن تعدادی دانشگاه ایرانی در لیست منتشرشده صحبت نکنند. نظام های رتبه بندی به فعالان حوزه آموزش عالی (دانشجویان، پژوهشگران و اساتید) و صنعت گران درگیر در طرح های پژوهشی این امکان را می دهد تا سطح کیفی و جایگاه دانشگاه ها را در قیاس با یکدیگر بشناسند و با دیدی باز دست به انتخاب بزنند. با تمام این اوصاف مخاطبین هنوز سوالات بسیار زیادی در مورد این رتبه بندی ها دارند. چگونه است که رتبه دانشگاه های مختلف در هرکدام از این رتبه بندی ها متفاوت است؟ آیا عواملی موجب می شود تا جایگاه دانشگاهی در یک رتبه بندی بالاتر و در رتبه بندی دیگری کمتر شود؟ ملاک نظام های رتبه بندی برای ارزیابی دانشگاه ها چیست؟
جالب است بدانید که امروز بیش از ۷۰ نظام رتبه بندی بین المللی برای موسسات آموزش عالی وجود دارد که روزبه روز هم برتعداد آن ها افزوده می شود. از این رو ورود به این بازار داغ نیازمند فراست است. در جدول زیر مهم ترین نظام های رتبه بندی ارائه شده اند.

در یک تقسیم بندی کلی نظام های رتبه بندی به دو گروه جامع و شاخص محور دسته بندی می شوند. نظام های جامع سعی می کنند تا تمامی عوامل برتری یک دانشگاه شامل حوزه های آموزشی، پژوهشی، اداری و ارتباط با صنعت را در نظر بگیرند و امتیازبندی نمایند. نظام های شاخص محور مانند Webometrics و «دانشگاه های سبز» تنها از یک منظر به رتبه بندی دانشگاه ها می پردازند که در مثال های ذکر شده به ترتیب جایگاه تارنمای انگلیسی و عملکرد آن واحد دانشگاهی در مدیریت سبز است. رتبه بندی ها را از منظر دیگر می توان به دو گروه جهانی و منطقه ای دسته بندی نمود. رتبه بندی های جهانی تمامی دانشگاه های جهان را مورد ارزیابی قرار می دهند ولی رتبه بندی های منطقه ای به بررسی و ارزیابی موسسات آموزش عالی یک حوزه برای مثال ایران، جهان اسلام، آسیا یا اروپا می پردازند. در انتها نیز برخی از رتبه بندی ها به ارائه نتایج بر اساس موضوعات علمی خاص (برای مثال مهندسی برق یا پزشکی) می پردازند و سطح دانشگاه را در این حوزه علمی خاص در مقایسه با سایر موسسات ارزیابی می کنند.
بر اساس آمار سایت Alexa در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۳۹۷ از نظر میزان مراجعه و اقبال بین المللی، سه نظام رتبه بندی (QS ،Times Higher Education (THE و شانگهای به ترتیب جایگاه اول و سوم را دارند. به طور دقیق تر، رتبه تارنمای QS در میان تمامی تارنماهای موجود در وب ۳۷۷۶، رتبه تارنمای THE ، ۸۷۳۴ و رتبه تارنمای شانگهای ۴۱۲۱۰ است. منظور از اقبال، میزان مراجعه و استناد دانشجویان، پژوهشگران، اساتید و کارفرمایان در مقایسه و بررسی دانشگاه هاست. جالب است بدانید که انجمن دانشگاه های بین المللی از میان خیل نظام های رده بندی تنها ۵ نظام را (شامل QS، THE و شانگهای Leiden و US News) معتبر می داند. همچنین در نظرسنجی گسترده انجمن اروپایی دانشگاه ها از ۱۷۱ دانشگاه و موسسه آموزش عالی از ۳۹ کشور جهان در سال ۲۰۱۳، مجدداً QS، THE و شانگهای جایگاه اول تا سوم را دارند. در نظرسنجی ای که HOPSONS از دانشجویان بین المللی به انجام رسانده است، در سال ۲۰۱۷ رتبه اول تا چهارم را به ترتیب رتبه بندی های QS ، THE، شانگهای و US News کسب نموده اند . صدالبته این وضعیت حتماً دلیلی دارد و اگر وثاقت این رتبه بندی هاست که میزان اقبال به آن ها را بالا برده است باید دید چه چیزی موجب این وثاقت شده است. برای فهم این موضوع بایستی کمی در مورد روش شناسی نظام های رتبه بندی مختلف بیشتر بدانیم.
برخی از نظام های رتبه بندی عوامل بسیار مهمی را که یک دانشگاه موفق در جهان کنونی به آن نیاز دارد به راحتی نادیده می گیرند. برای مثال نظام رتبه بندی Leiden هیچ وزنی به فاکتور میزان ارتباط با صنعت دانشگاه ها نمی دهد. در جهان امروز که دانشگاه ها صرفاً از جایگاه آموزش و پژوهش فراتر رفته اند و ارتباط دوسویه صنعت و دانشگاه بخشی از هویت دانشگاه ها را تشکیل می دهد، از قلم افتادن این عامل ضعف بزرگی است. شاید این دلیل اصلی ای باشد که دانشگاه مطرحی چون Caltech که در دیگر رتبه بندی ها عموماً در میان ۱۰ دانشگاه برتر دنیاست، در رتبه بندی Leiden جایگاه ۱۹۲ جهان را به خود اختصاص داده است. از سوی دیگر برخی از نظام های رتبه بندی، شاخص ها را به صورت سرانه محاسبه نمی کنند. برای مثال، در نظام رتبه بندی شانگهای تعداد مقالات به طور مستقیم اثرگذار است. ولی در نظام های رتبه بندی دیگر مانند QS و THE این سرانه ارجاع به هیات علمی یا مقاله است که در رتبه بندی اثر می گذارد. اهمیت این موضوع روشن است؛ ممکن است دانشگاهی با تعداد بسیار زیاد دانشجو و استاد که هر کدام به تنهایی عملکرد درخشانی ندارند در مجموع امتیاز بسیار بالایی به دست آورد ولی دانشگاه دیگری با تعداد بسیار کمتر استاد و دانشجو که هرکدام عملکرد فوق العاده ای دارند نتواند به این امتیاز دست پیدا کند. این دلیل اصلی ای است که نظام های رتبه بندی عموماً سرانه فاکتورها را حساب می کنند. جالب است بدانید که دانشگاه های چینی که در سراسر دنیا به تعداد حیرت انگیز دانشجو و استاد معروفند در نظام رتبه بندی شانگهای عملکرد بسیار بهتری دارند. برای مثال در QS تعداد دانشگاه های چینی در میان ۱۰۰۰ دانشگاه برتر دنیا ۶۵ است که این مقدار در شانگهای به بیش از دوبرابر یعنی ۱۴۶ می رسد.

تا این جا روشن است که نبایستی به راحتی به نظام های رتبه بندی تکیه کنیم و باید با رویکردی انتقادی فرآیندی را که منجر به نتایج شده است را نیز در نظر بگیریم. روشن است که هرکدام از نظام های رتبه بندی ویژگی های خاصی دارند که در نتایج آن ها اثر می گذارد. از طرف دیگر هرکدام از نظام های رتبه بندی نقاط ضعف و قوت خاص خودشان را دارد. اگر مخاطبین با چشم باز و با توجه کامل به این نقاط ضعف و قوت به این نظام ها نگاه کنند می توانند از تمامی آن ها بهره لازم را ببرند. در غیر این صورت این اعداد و ارقام چیزی جزء سردرگمی برای مخاطب به دنبال ندارد و چه بسا باعث شود تا فریب تبلیغات را بخورد. برای مثال برای یک دانشجو و استاد این که جایگاه دانشگاه در مدیریت سبز چه میزان است اولویت ندارد. صدالبته شاید برای سیاستگذاران این فاکتور (و جایگاه کسب شده در این رتبه بندی) اولویت بیشتری داشته باشد. همچنین برای شخصی که می خواهد جایگاه یک دانشگاه را برای مثال در مهندسی برق بداند، علاوه بر رتبه بندی جهانی دانشگاه، رتبه آن دانشگاه در مهندسی برق نیز اهمیت شایانی دارد؛ چرا که گاهی رتبه یک دانشگاه در یک موضوع خاص به طرز برجسته ای بهتر از رتبه بندی کلی آن است و یا حتی برعکس دانشگاهی که در سطح کلی جایگاه ویژه ای دارد در یک رشته خاص عملکرد ضعیفی از خود نشان داده است. ولی چیزی که در آن شکی نیست این است که به عنوان یک تجویز عام می توان گفت که نظام هایی که اولاً به صورت جامع طیف گسترده ای از عوامل را از آموزش و پژوهش تا ارتباط با صنعت مدنظر قرار می دهند و همچنین نظام های که عوامل را بر اساس سرانه و نه صرفاً بر اساس کمیت در نظر می گیرند موثق ترین خروجی ها را دارند. بی دلیل نیست که دو نظام رتبه بندی QS و THE که هردوی این شرایط را برآورده می کنند بیشترین میزان اقبال و مراجعه بین المللی را نیز دارا هستند.

Comments are closed.