چیستی دیپلماسی فرهنگی و ضرورت تقویت

0

دیپلماسی فرهنگی فرایند موثری است که در آن فرهنگ یک ملت به جهان بیرون عرضه می شود و خصوصیات منحصر به فرد فرهنگی ملتها در سطوح دو جانبه و چند جانبه ترویج می یابند.

در میان انواع دیپلماسی نوین اعم از دیپلماسی عمومی، دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی آموزش، دیپلماسی فرهنگی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. دیپلماسی فرهنگی به کشورها اجازه می دهد که با استناد به عناصر کلیدی و نفوذ دولتهای خود، به طور مستقیم با مخاطبان خارجی، به انضمام مردم معمولی و رهبران افکار، در ارتباط باشند.

به گزارش همایش نیوز، نفوذ بر روی توده های خارجی و آوردن آنها به صحنه بین المللی، به منظور فراهم آوردن فشار موثر به دولتهای آنها، در نظر گرفته می شود.

دیپلماسی فرهنگی فرایند موثری است که در آن فرهنگ یک ملت به جهان بیرون عرضه می شود و خصوصیات منحصر به فرد فرهنگی ملتها در سطوح دو جانبه و چند جانبه ترویج می یابند.

تاثیرگذاری فرهنگ در حوزه سیاست خارجی به حدی است که در عصر کنونی از فرهنگ به‌عنوان قدرت نرم در سیاسیت خارجی بحث می‌شود که عنوان دیپلماسی فرهنگی به آن می‌دهند و به معنای استفاده از ابزارها و مکانیسم‌های فرهنگی برای معرفی و انتقال فرهنگ و تمدن یک سرزمین به سرزمین و فرهنگ دیگر است.

دیپلماسی فرهنگی هنر کاربست و اجرای سیاستهای فرهنگی توسط نمایندگان رسمی کشورها است. به تعبیر دیگر، مهارت و هنر استفاده از توزیع بهینه بودجه تشخیص داده شده برای برنامه های فرهنگی توسط دیپلماتها، دیپلماسی فرهنگی نامیده می شود.

این برنامه ها یا فعالیتها، خود ممکن است در خدمت افرادی چون ایجاد صلح و ثبات جهانی، صدور فرهنگ ها و تقویت هویت ملی کشورها و جز اینها باشند .بنابراین منظور از دیپلماسی فرهنگی تلاش برای درک، مطلع ساختن، مشارکت دادن و تأثیرگذاردن بر مردم دیگر کشورها است.

بر اساس تعریفی دیگر، دیپلماسی فرهنگی تبادل ایده ها، اطلاعات، هنر و دیگر جنبه های فرهنگ میان ملتها به منظور تقویت تفاهم متقابل است، دیپلماسی فرهنگی در واقع تأمین منافع ملی با استفاده از ابزارهای فرهنگی است.

ضرورت تقویت دیپلماسی فرهنگی

پیشبرد منافع ملی با به کارگیری ابزار فرهنگی ممکن است نتواند جایگزین سایر ابزارها همانند ابزارهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و…. بشود اما می تواند مکمل آنها باشد. امروزه حتی قویترین کشورها نیز ترجیح می دهند تا آنجایی که ممکن است از شیوه های فرهنگی برای تأمین منافع خود استفاده نمایند تا سایر اهرمها.

موفقیت دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران از آنجا حائز اهمیت فراوان است که زیر بنای فرهنگی موفق سیاست خارجی یک کشور پتانسیل عظیمی برای تامین اهداف و خواسته های سیاسی، اقتصادی و نظامی آن کشور فراهم می سازد.

رهبر معظم انقلاب در توصیف اهمیت دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و لزوم توجه جدی به این مقوله می فرمایند: «سفیران فرهنگی جمهوری اسلامی ایران خط مقدم جبهه فرهنگی در عرصه بین المللی هستند. ارائه تصویر درست و واقعی از نظام جمهوری اسلامی و واقعیتها و پیشرفتهای ایران امروز، در کنار ترویج زبان و ادبیات فارسی از جمله وظایف سنگین سفیران فرهنگی نظام اسلامی است.»

استفاده از این ابزار (فرهنگی) بی گمان مهم ترین فرصت جمهوری اسلامی ایران برای تقویت و افزایش روند همگرایی منطقه ای و در نتیجه تامین اهداف خود به شمار می رود و در راستای استفاده بهینه از این فرصت باید نهاد متولی این امر یعنی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تقویت شده و در جهت افزایش کارآیی آن گام برداشت.

مزایای دیپلماسی فرهنگی

دیپلماسی فرهنگی امروزه به عنوان یک اصل اساسی و تاثیرگذار در عرصه روابط بین الملل مورد پذیرش قرار گرفته و سیاستمداران جهان، راه برون رفت از مشکلات بشری را حاکمیت فرهنگ  در مناسبات بین المللی می داننداز همین رو است که همزمان با تلاش های گسترده سیاسی، حرکت های فزاینده ای برای تحقق حاکمیت و همکاری های فرهنگی در گوشه و کنار جهان صورت می گیرد.

‌دیپلماسی فرهنگی از آن جهت که به یک کشور امکان می دهد که فرهنگ، جامعه و مردمش را به دیگران معرفی کند و همچنین از طریق فزونی بخشیدن به ارتباطات خصوصی بین مردم کشورهای گوناگون، کشورها را قادر می سازد که ایده آل های سیاسی و سیاست هایشان را در انظار افکار عمومی بسیار جذاب سازند. وقتی فرهنگ کشوری شامل ارزش های جهانشمول شود، کسب نتایج دلخواه برای آن کشور افزایش می یابد.

برنامه هایی که در قالب دیپلماسی فرهنگی به اجرا درمی آیند، از آنجا که موجب گسترش ارتباطات میان مردم کشورهای مختلف می شود، زمینه ساز برقراری روابط مستحکم و دوستانه میان کشورها را فراهم می سازد. دیپلماسی فرهنگی به ایجاد “بنیاد اعتماد” با مردم دیگر کشورها کمک می کند. بر اساس این اعتماد، سیاستگذاران به ایجاد توافقنامه های سیاسی، اقتصادی و نظامی می پردازند.

علاوه بر این دیپلماسی فرهنگی، دستیابی به افراد صاحب قدرت و نفوذ جوامع دیگر را که از طریق اقدامات سنتی سفارتخانه ها امکان پذیر نبود را تسهیل می سازد.

 همچنین برنامه های دیپلماسی فرهنگی، اغلب مخاطبان جوان را هدف قرار می دهند. افزایش تعامل فرهنگی با جوانان کشورهای خارجی به دولت ها این امکان را می دهد که تاثیر مثبت بر افرادی داشته باشند که شاید در آینده، مسئولیت های مهمی در داخل کشور خود به عهده بگیرند.

مواجه شدن با مقاومت کمتر در جوامع و کشورهای مقصد از کلیدی ترین مزایای دیپلماسی فرهنگی محسوب می شود. یکی از مهم ترین علل ناکامی دولتها در رسیدن به اهداف سیاست خارجی شان در سایر کشورها مقاومت هایی است که در کشورهای مورد نظر در مقابل پیاده شدن آنها صورت می گیرد.

از آنجا که فرهنگ و ابزارهای فرهنگی در بسیاری از موارد ضمیر ناخودآگاه مخاطبان خود را هدف قرار می دهد و با لطافت و ظرافت غیرمشهودی بر لایه های عمیق اذهان ایشان تاثیر می گذارد، لذا در مقایسه با سایر ابزارهای شایع در دیپلماسی، دیپلماسی فرهنگی با سهولت بیشتری در لایه های زیرین جامعه رسوخ می کند و برجای می ماند.
عاری بودن دیپلماسی فرهنگی از لحنی خصمانه و آمرانه در کنار جذابیت بیشتر و نامحسوس بودن اعمال آن و در نتیجه، هدف قراردادن ذهن و روح مخاطبان خود از دیگر مزایای آن است.

با این اوصاف به نظر می رسد که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید تلاش خود را برای تقویت دیپلماسی فرهنگی بیش از پیش به کار گیرد و در این راستا از هیچ تلاشی دریغ ننماید.

البته در پایان لازم به یادآوری است که دیپلماسی فرهنگی قرار است اندیشه های انقلاب اسلامی را صادر کند نه اینکه زمینه را برای تعامل با ضدانقلابیون و معاندین جمهوی اسلامی ایران فراهم نماید!

Comments are closed.