مبدع دکترین ضد بازاریابی: کیفیت باید در ذات محصول باشد نه در صدای بازاریاب

0

به گزارش همایش نیوز، پنجمین کنفرانس بین المللی نقد و واکاوی مدیریت در هزاره سوم بهانه ای شد تا با ریاست کنفرانس اسرافیل شیرازی مبدع دکترین آنتی مارکتینگ ، گفتگویی داشته باشیم. وی که ریاست گروه علمی تخصصی« راه حل های آنتی مارکتینگ» را عهده دار است ، دانشجوی دکتری مدیریت استرلتژیک است و از سال ۱۳۹۳ دربسیاری از دانشکده های معتبر مدیریت کشور دکترین انتی مارکتینگ را در قالب سمینارهای ضدبازاریابی ارائه نموده و طی سخنرانی ها و مناظرات علمی متعدد در دانشگاه های داخلی و خارجی مباحث ضد بازاریابی را مطرح نموده است. به بهانه پنجمین دوره از کنفرانس بین المللی نقد و واکاوی مدیریت در هزاره سوم درصدد برآمدیم تا در زمینه آنتی مارکتینگ با ایشان مصاحبه ای داشته باشیم که در ادامه می خوانید.
•شما در دنیایی که سراسر صحبت از رقابت و بازاریابی برای فروش محصولات است و مصرف کننده در محاصره تبلیغات رسانه ای قرار دارد ایده ((ضد بازاریابی )) را بر چه مبنایی مطرح می کنید؟

یکی ازمهترین مبانی دکترین انتی مارکتینگ این است که ما در دکترین ضد بازاریابی به» تعاملی بودن محیط بازار معتقدیم نه رقابتی و تبادلی بودن » به نظر اینجانب بازار محل تعامل است نه رقابت و تقابل. رقابت تولید فساد می کند از آنجایی که افراد در رقابت به حذف رقبا می اندیشند کار در بازار به تنازع برای بقا می انجامد و تولید کنندگان حیات وبقای خود را در حذف رقیب میبینند. در حالی که در دکترین انتی مارکتینگ بازار محل تعامل است ، محل دست دادن نیروها در جهت جبران نیازمندی هاست.
•استانداردهای تعیین قیمت چیست؟

استانداردهای تعیین قیمت در مکاتب اقتصادی تابع معیارهایی روشن تعریف داده شده است.مثلا مولفه های تعیین قیمت از نظر آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل چهار مورد است. نرخ کار یا نرخ دستمزد ، بهره مالکانه ، سود سرمایه و نرخ جابجایی که همان کرایه حمل محسوب می گردد. چهار عنصر کنار هم چیده می شود و نمیتوان قیمت را تغییر داد. قیمت های الان حقیقی نیست. این روند که بازار محل رقابت میداند رویه غلطی است . قیمت گذاری محصولات تابع استانداردهای تولید است نه استراتژی های غلط بازاریابی جهت کسب سهم بیشتر از بازار و سود. اما اساس بازار مبتنی بر رقابت بر این است که من بتوانم سهم بیشتری از بازار کسب کنم. بدین منظور قیمت را کاهش می دهم. کاهش قیمت کالاها ارزان تر از قیمت تمام شده رقیب را ورشکسته می کند. (دامپینگ تخریبی). در حالی که بر اساس این ایده اساسا اگر استانداردها رعایت شود بازاریاب ها حق تغییر در قیمت را ندارند. بازار محیط رقابت نیست محیط حمایت است.
•شما به طور کلی بازاریابی را نفی می کنید؟

بله. بازاریابی شبه علمی منسوخ و منقضی است.اساتید بازاریابی طبل های توخالی ومبلغینی بی محتوا هستند. در حال حاضر بازار محل مبادله نابرابرشده چرا که کار بازاریاب ها بر هم زدن نظم است و حرص و زیاده خواهی علت این بی نظمی است. بازاریاب از برهم خوردن تعادل بین عرضه و تقاضا سود می برد. شرکت قوی محصولاتش را ارائه میکند و مشتری دریافت می کند. در هر سیستمی که بازاریاب ورود پیدا کرده این قاعده منظم و طبیعی به انحای مختلف برهم خورده و منافع جمع دستخوش تغییرات جهت تامین سود اقلیت گردیده. بازاریابی نوعی کلاهبرداری است که با ورودش به فضای بازار، تنزیل بازهای سفته باز و تن آسا را بر مردم حاکم کرده و تولید کننده و کارگر را مستعمره زالوها قرارمیدهد. در سیستمی که بازاریابی در آن فعالیت می کند ، سرمایه های فکری و فردی و انسانی و صنعتی توسط سرمایه مادی به استثمار کشیده می شود. در حقیقت نیروی صنعتی و فکری برای نیروی مادی به کار گرفته میشود. سرمایه دنبال نیروی کار و منابع اولیه ارزان است. بدترین اتفاق بازار تنازع و رقابت محور که بازاریاب ها تبلیغش می کنند این است که پول معیار همه چیز میشود و توانایی های انسان عیار و اعتبار واقعی اش را از دست میدهد..
•با توجه به گفته های شما می توان گفت بر اساس این ایده بازاریابی غیر انسانی است چون توانایی های افراد را در نظر نمی گیرد. با این جمله موافقید؟

بله . این مساله که شما گفتید در مبنای دوم دکترین انتی مارکتینگ ارائه گردیده است. بر اساس مبنای دوم ، باید ((رویکرد اصلی تولید حل مساله باشد)). اما با بازاریابی هدف تولید از یک هدف انسانی جدا شده و به هدف برای کسب سود مادی تبدیل شده است. بازاریابی تولید را از هدف اصلی خودش که تامین نیازهای انسان است دور می کند و درد را توسعه می دهد و به نوعی نشانه پرستی ایجاد می کند.

منظورتان از شنانه پرستی تجمل گرایی است؟

بله .ببینید تولید تحت تاثیر آموزه های غلط بازاریابی، کالاها – نشانه های- را روانه بازار کرده و برجسته می کند و در پی آن با ادغام اقتصاد و فرهنگ و سیاست انسان های را تولید کرده که در اطراف ما به وفور به چشم میخورند.انسانی که خودش شبیه کالا است و زندگی و حیاتش نیز همانند محصول شده و دارای ارزش کالایی است.

این موجود ویژگی انسانی ندارد ، کالایی است که کالاهای دیگر را می بلعد و ضمیمه نشانه است. در واقع به نوعی استمرار و عیارش بستگی به میزان مصرفی که دارد و نشانه هایی که در مصرف یافته دارد.مرگ این نوع انسان مصرفی از نظر بازاریاب ها زمانی است که دیگر مصرف ندارد.
•بنابراین بر اساس گفته های شما آیا می توان گفت انسان دارای تفکر ، مسخ می شود و تنها نقش مصرف کننده دارد؟

ویژگی عمده کالاها در هزاره سوم هیجان انگیز بودن آنها است.. همه از خرید کردن لذت می برند و حس خوبی دریافت میکنند خرید کردن یک نوع امید بخشی می دهد اما این امر تبدیل به بیماری شده و می توان گفت این بیماری قرن ما است. ما معتقد به این هستیم کیفیت کالا می.تواند مرغوب واقع شود ولی سودمند بودن آن امری تخیلی است مانند گوشی اپل که کارایی دارد و در کیفیت آن شکی نیست اما سوال این است که آیا من باید برای این برند پنج میلیون پول اختلاف با یک گوشی دیگر بپردازم یا خیر. مبنای سوم این دکترین دعوت به خردورزی و پرهیز از خصلت اسرافی تمدن مصرفی است.کیفیت کالا می تواند مرغوب باشد ولی سودمند بودی کالا موهوم است و حتی می تواند منفی باشد. با این وجود چون برای تولید کننده سود دارد تولید می شود. بازاریاب ها مدعی اند بین تولید کننده ها برای بهبود کیفیت محصول رقابت ایجاد می کنند حال آنکه اگر کمی به دقت بنگریم می بینیم دروغ می گویند و رقابت اصلی بین ما مصرف کننده هاست. بازاریاب و بازاریابی مانند افت در رفتارهای اجتماعی ما مانع از تکامل بلوغمان می شود. مصرف کننده مسخ شده تربیت می کند شاید ویژن و نهایت موفقیت یک انسان در هزاره سوم قدرت نه گفتن است. که بتواند هویت شخصی خود را حفظ کند. هدف گلوبالیزه کردن است. برای اینکه جا نمانی آن را تهیه می کنی و این امر محیط زیست فکری انسان را مورد حمله و تخریب قرار داده است.

مدل آمریکایی کاتلر را رد می کنید؟

ببینید ما هرگز دستبرد زدن به طبیعت به شکل نامتوازن را تایید نمیکنیم به خصوص در زمینه منابع تجدید ناپذیر.کاتلر با بدعت گذاری غلط مصرف بی رویه را به شکل بسیار فزاینده ترویج کرد. مصرف گرایی بر اساس مدل امریکایی دستبردش به منابع اولیه طبیعت بی حد و حصر بوده و دنیا را به خرابی کشانده است.

قحطی خشکسالی تولید مونوکسید کربن گرمای زمین که در پی آن مدام قراردادهای بیهوده بسته می شود ولی اثری ندارد. تغییراتی که بر روی کره زمین اتفاق می افتد غیر قابل ترمیم است.طبیعت انسانی خود را قربانی میکنیم.محیط زیست فکری ما دچار وضعیت غم انگیزی شده و در معرض یک تهاجم قرار گرفته است. فرهنگ‌مبتذلی که میخواهد همه یکسان و همسان باشیم تا تولیدات انبوهشان را بدون مقاومت مصرف کنیم .این فرهنگ گودال و شخصیت و خطوط فردی ما را جهت تامین منافع سرمایه داری در هم نوردیده و تشخصی ساختگی و همسان می بخشد. این فرهنگ به شدت تحمیقی و مروج خشونت و بی اخلاقی است. اکثر کالاهایی که در دسترس ما است مانند موسیقی به سطحی گرایی و انتشار حرف های زشت محدود شده است و هیچ آرمانی را برایمان تعریف نمیکند.
•در انتها چه جمله ای را برای معرفی آنتی مارکتینگ انتخاب می کنید؟

در انتی مارکتینگ تبلیغات آن حرکتی نیست که صدای بلند تری داشته باشد تا دیده شود بلکه تبلیغات توضیح درباره محصول است و کیفیت در ذات خود محصول گنجانده می شود.

سعیده محمدی

Comments are closed.